مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

50

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> رسيد وآن پسر را طلبيد ودر كنار نهاد . نامردى از بنىاسد تيرى انداخته بر گلوى آن كودك آمد وفىالحال جان داد . امام حسين عليه السلام گفت : « انّا للَّه‌وانّا اليه راجعون » . وگفت : « يا ربّ ! مرا بر اين مصيبت صبري كرامت فرماى . » وعطش بر آن جناب غلبه كرد وضعف بر وى استيلا يافت . ميرخواند ، روضة الصّفا ، 3 / 164 در ملازمت امام عالي جناب از جنس رجال هيچ كس نماند ، مگر امام زين‌العابدين كه پهلو بر بستر ناتوانى داشت ويك برادر خردسالش عمر نام ونبيرهء شيرخوارهء امام حسين محمد نام وامام حسين عليه السلام بعد از وقوع مصيبت علىاكبر به در خيمهء حجله نشينان كرامت رفت وفرمود كه : « برادر زادهء مرا بياوريد تا وداع كنم . » وآن شكوفهء گلزار مرتضوي را پيش آورد ودر اثناى آن كه امام حسين عليه السلام بوسه بر رخسارش مىزد ، تيرى بر مقتل آن طفل آمد وبه روايتي كه در « كشف الغمة » وبعضي ديگر از كتب معتبره مسطور است كه عبداللَّه بن الحسين سلام اللَّه عليهما بر اين منوال شهادت يافت واز « روضة الشهداء » چنان مستفاد مىگردد كه در وقتي كه هيچ كس با امام حسين نماند ، آن حضرت طفل شيرخواره خود را كه علىاصغر نام داشت واز تشنگى اضطراب مىنمود ، در پيش زين گرفته وبه ميان هر دو صف برد وآواز برآورد كه : « اى قوم ! اگر من به زعم شما گناهكارم ، اين طفل گناهى ندارد واورا يك جرعه آب دهيد . » يكى از آن ملاعين بىدين كه اورا حرملة بن كاهل ازدى مىگفتند ، تيرى از شست رها كرد وآن تير به حلق شاهزادهء مظلوم رسيد واز جانب ديگر بيرون رفت وآن حضرت غنچهء نورسته باغ ولايت را به مادرش رسانيد وفرمود : « بگير فرزند خود را كه از حوض كوثر سيراب گرديد . » خواندامير ، حبيب السّير ، 2 / 54 - 55 پس امام شهدا براي اتمام حجّت خدا فرياد زد : « آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا دفع ضرر أهل شقاوت نمايد ؟ آيا خداپرستى هست كه در حق ما از خدا بترسد ؟ آيا فريادرسى هست كه در فريادرسى ما از خدا اميد ثواب داشته باشد ؟ » چون حرم محترم آن حضرت صداى استغاثهء آن امام غريب را شنيدند ، صداى شيون وگريه وزارى از سراپرده‌هاى عصمت وطهارت بلند شد . پس امام حسين عليه السلام به در خيمهء حرم آمد وگفت : « فرزند كودك من عبداللَّه را بدهيد كه اورا وداع كنم . » وبعضي اورا علىاصغر مىنامند ؛ چون آن طفل معصوم را به دست آن امام مظلوم دادند ، اورا بوسيد وگفت : « واي بر اين كافران در هنگامى كه جدّ تو محمد مصطفى خصم ايشان باشد . » ناگاه حرملةبن‌كاهل تيرى از كمان رها كرد ، بر حلق‌آن امامزادهءمعصوم آمد ودر دامن پدر بزرگوار خود شهيد شد ومرغ روحش به شاخ سدرةالمنتهى پرواز نمود . پس حضرت كف مبارك خود را در زير آن خون